نمی دونم چی سر این وب و من اومد ... ولی خیلی هاتون ازم پرسیدین چی شد ؟ چی شد که تموم شد ... نمی دونم .... نمی دونم چی باعث شد دیگه سراغ این وب نیام .... دیگه آپ نکنم ...الانم نمی دونم چرا اومدم ... آخه هیچ برنامه ای واسه امروز نداشتم ... هیچ فکری نکرده بودم و عکس و نوشته ای آماده نداشتم ... گفتم بیام و اون جوری که می خوام به محسن تبریک بگم ... خیلی ساده ... همون جوری که دلم می خواد ... پس یه بار دیگه می گم
محسن تولدت مبارک
[ ]
+ نوشته شده در ساعت3:44 توسط مانـــــــــا




به نظر من محسن نباید هر نقشی رو قبول کنه ... اونم نقشهای تکراری... فرق پویا با ساعد فقط تو عینک ته استکانی پویا بود! محسن خودش متفاوت بودن بازیگری رو دوست داره برای همین علاقه زیادی به اجرا نداشت اما ... نمی دونم!
[ ]
+ نوشته شده در ساعت16:25 توسط مانـــــــــا
خوبین که؟؟؟؟![]()
آره گوگولیا برنامه کودکان سرزمین من از ۱۸م تا ۲۳م رادیو سلامت پخش میشد!!!![]()
اینم از عکسای مجله ایده ال ... ولی این عکس اولیه مال همشهری جوانه!!!!!![]()
ببخشیــــــــــــــــــــد بابت کیفیت![]()








[ محسن افشانی ]
+ نوشته شده در ساعت17:56 توسط مانـــــــــا



برنامه قشنگیــــــــــــــــــــــــــــــه![]()
[ ]
+ نوشته شده در ساعت22:14 توسط مانـــــــــا
ای روزگااااااااااارررررررررر .... منم دیگه رفتنی شدم ... اما نه برای همیشه ... زود زود برمیگردم ... چون نمی خوام پرونده این وب به همین زودیا بسته بشه ... با اومدن خبر جدید از محسن یا کیوان حتما میام و آپ می کنم ... از خرداد تا حالا باهام بودین ... دستتون درد نکنه ...دوستای خیلی خوبی پیدا کردم ...مرسی از همتون که با نظرای قشنگتون حمایتم کردین ... ![]()
![]()
![]()
مریم آیناز کیم غزاله شیدا و پریسان فریناز سپیده ندا بهاره ساریناز محمد یاسی زهرا مهدی نیلوفر آیدا مینا گلپر سوگند نیوشا و نیلان فرناز یلدا مهسا کیانا سارا پانیذ صباای سبا عسل مهدی سمانه و ..... عزیزم![]()
![]()
![]()
قربون همتون مرســــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی![]()
![]()
![]()
مدرسه ها بهتون خوش بگذره![]()
![]()
![]()
به قول محسن من میــــــــــرم ولی برمیگــــــــردم![]()
![]()
![]()

[ ]
+ نوشته شده در ساعت2:35 توسط مانـــــــــا
این چهره متعلق به 2 شخصیت جداگانه یعنی محسن و کیوان است که نیمه صورت آنها در کنار هم قرار گرفته نیمه سمت راست متعلق به محسن افشانی و نیمه سمت چپ کیوان ساکت اف است. البته با موهای محسن افشانی.


از همه شما دوستان عسیس و عجیج و همچنین عزیز که در این مسابقه شرکت نموده اید سپاسگزاریم.
مهلت ارسال پاسخ هایتان به اتمام رسیده است.
جواب های درست شما به رنگ سبز و جواب های اشتباه با رنگ قرمز دیده می شود.
از برندگان خواهشمندیم ایمیل ( پست الکترونیک) و آدرس وبلاگ خود را بگذارند تا راه ارتباطی ما هموارتر شود
انتخاب برندگان با قرعه کشی انجام میگیرد و ما هیچ دخالتی در آن نداریم.
عکس های جداگانه این دو بزرگوار هم به نمایش گذاشته می شود.
عسل : مانا جون اون صورت نامشخص فک کنم نصفش محسنه نصفش کیوان.....
سوگند: به نظر من نصفه اون قیافه محسنه نصفه دیگش کیوانه
گلپر: من فکر کنم این ترکیبی از محسن و کیوان باشه!!!!
یعنی همون اسم وب خودت!!!
اون یک اخرش هم یعنی جفتشون درجه یک اند!!!
رعنا: خب معلومه دیگه این عکسه مخلوطی از 2تا موجود خواستنی هست.یعنی محسن(خط خط خط تیره)وکیوان چشم خشگل عشق منه(باور کن)
سپیده خانوم : چشم و ابروی سمت راست و دهن ماله محسنه ولی چشم و ابروی سمت چپ ماله کیوان جانه.خداییش عکسه خیلی بانمک شده.مرسی
سبا: راست میگن یه ذره ترسناکه .عکسه کیسن یا محوان (مخفف کیوان محسن . محسن کیوان) خیلی ابتکار جالبی بود
فرناز: این کیوانه خیلی هم تابلو هستش
مهسا: سلام عزیزم وبلاگت خیلی خوبه حرف نداره وقتی قیافه ی محسن وکیوان تو هم قاطی می شه خیلی وحشتناک میشه !
زهرا: او رو میشناسم او مخلوطی از محسن و کیوان و عباس و ارسیا است
فائزه: سلام این عکس محسن کیوان ولی از پس ترسناک و ..... بیشتر میخوره عکسه عباس باشه
پارمیدا: بابا چه تکنولوژی!!!
حالا دیگه باید تشخیص بدیم که رو عکس کیوان چشم و موی محسنو گذاشتی!
پریسا: اسم این فرد :
محوان (ترکیبی از محسن و کیوان)
آفتابگردون: جواب مسابقه ات: محسن( جیگول پیگول)
یاس ( حاجی ) : منم باپریسا موافقم اسم این فرد همان مخلوطی از محسن وکیوانه
فریده: محوان!!!!!!!!!
اسم این یارو رو میگم که تو عکسه دیگه!!
اسامی برندگان :
1- رعـــــــــــــنا
2- سپیــــــــــده
3- سبــــــــــــا
4- گلپـــــــــــر
اول دوم سوم هم نداریـــــــــم !!!!
با تشکر ( مــــــــانـــــــا)
[ ]
+ نوشته شده در ساعت0:11 توسط مانـــــــــا
توجــــــــه توجـــــــــه

مسابقه تشخیص هویت ...
آیا این فرد را میشناسید؟؟؟
آیا او را تاکنون دیده ایــد؟؟؟
آیا نشانـــی از او داریــد؟؟؟
مهلت ارسال پاسخ به صورت خصوصی: تا ۲۶/۶/۱۳۸۷ ساعت ۲۱
به قید قرعه به ۳ نفر از برنده های مسابقه تشخیص هویت جوایزی داده خواهد شد.
فرصـــــــــــــــــــــت را از دست ندهیــــــــــــــــــــد...
[ ]
+ نوشته شده در ساعت3:11 توسط مانـــــــــا
حدود ۲۰ سال پیش تو یکی از روزای خوب خدا پسری به دنیا اومد...
کسی نمی دونست که پسر کوچولوی اون سالها قراره کیوان دوست داشتنی امروز ما باشه...
الان که چند سال ازاون موقع می گذره به یاد اون ۲۰مین سالگرد تولدشو جشن میگیریــــــــــم![]()
![]()
کیوان تولدت مبارک


می دونید امروز چه روزیه؟؟؟ چرا نمی دونین امروز چه روزیه؟؟؟ آخه باید بدونین چه روزیه!!! چون یه روز مهمه!!!! اونایی که می دونن امروز چه روزیه خوش به حالشون که می دونن امروز چه روزیه!!!! ولی اونایی که نمی دونن برن اون داستانی که پایین هست رو بخونن تا بفهمن امروز چه روزیه!!!!
این داستـــان کامـــلا تخیـــلی است و هر گونــــه
شباهــــت شخصـــیت ها تصادفـــــی می باشـــد![]()
¤ تولـــــد کیـــــــوان ¤
خیلی خوشحال بود ... ![]()
مهموناش داشتن یواش یواش میومدن...![]()
تو حال و هوای خودش بود که محسن در حالی که کیک دستش بود تند تند اومد پیشش و گفت.....
محسن: دوست داری؟؟؟؟![]()
کیوان: چی رو؟؟؟![]()
محسن: دوست داری تا دست نکردم تو کیکت چند تا عکس یادگاری بگیریم؟؟؟؟ مهمونا اومدن به خدا....![]()
۲ تایی رفتن تو پذیرایی پیش بقیه و دور میز تولد جمع شدن....
محسن: حالا همه برین کنـــــــــــــــــار....!!!! عباس دوربین رو بردار یه عکس از ما ۲ تا تنها بگیر.... تنهای تنها....![]()
![]()
عباس: تنها؟؟؟ پس من چی؟؟؟![]()
محسن: آخــــــــــی...الهی تو هم بیا....![]()
عباس: نه... من همه جا گفتم به تو گفتم به کیوان گفتم ... به کامیار اسماعیلی گفتم به شهرام نیکیار گفتم میون حرفای خانوم کائینی گفتم که من بدون ارسیا عکس نمی گیریم!!!!!!![]()
عباس داشت همینجوری حرف میزد که محسن و کیوان عکسشون رو گرفتن!!!!

عباس: خیلـــــــــی نامردیــــــــــــــــن!!!!![]()
کیوان: عباس ناراحت نشو...گریه نکن تو بهترین مجری دنیایی!! باور کن...!! حالا همه بیاین با هم یه عکس بگیریم .......![]()
۱.......۲........۳......

محسن: خیلی ببخشیداااااااا ولی شماها نمی خواید کیک بخورید؟؟؟؟![]()
![]()
عباس: نه الان زوده...![]()
ارسیا: آره بابا زوده الان ساعت ۹:۴۵:۲۴ ست...![]()
محسن: چه ربطی داشت؟؟؟؟ من خوردم....![]()
کیوان: نـــــــــــــــــــــــــــه![]()
محسن:آر ه ه ه ه ه ه ه ه ه![]()
کیوان:نــــــــــــــــــــــــــــه![]()
محسن:آره ه ه ه ه ه ه ه ه ![]()
کیوان: نـــــــــــــــــــــــــــه... نذار یه چی بگم هااا....!!!!!![]()
محسن: من مهندس افشانی از همین جا با زرس قاطع اعلام می دارم که منه کیک می خوام.... ناسلامتی من مهندس این مملکتم هااااا...![]()
![]()
عباس: کی گفته؟؟؟؟![]()
![]()
محسن: حالا.... مهندس نباشم که .... مجری یه مملکت که هستم که!!! راستی کیوان تولدت مبارک....!!!!![]()
![]()
کیوان: تولد خودت مبارک....![]()
عباس: تولد منم مبارک!!!!![]()
محسن: تو ایشالا بعدا....![]()
خلاصه همه دور میز جمع شدن و شروع کردن به آهنگ تولد رو خوندن...
تولــد..تولــد..تولــدت مبــارک...مبــارک..مبــارک...تولــدت مبــارک....![]()

خیلی خوش گذشت...هم به کیوان و هم به بقیه...
آخه شب خیلی خوبی بود...یه شب به یاد ماندنی...
آخه ناسلامتی تولد بهترین مجری دنیا بوده هااااا....
(البته به خبرگزاری اینـــــــا)![]()
![]()
![]()
![]()

کیـــــــــــوان![]()
تولــــــــــــدتـــــــــــ![]()
مبــــــــــــــــارکــــــــــ![]()
[ کیوان ساکت اف ]
+ نوشته شده در ساعت2:37 توسط مانـــــــــا
آخه چرا؟؟چرا؟؟ اجراش خوب نبود؟؟ سوتی میداد؟؟بیانش خوب نبود؟؟بلد نبود چی کار کنه؟؟ چش بود؟؟
فقط به خاطر این که سنش کم بود؟؟؟ فقط همین؟؟؟ یعنی انقدر مهمه؟؟ خب از اول نمیاوردینش!!!
چرا این جوری می کنین؟؟ فقط می خواستین اشکشو دربیارین؟؟ آخه چرا.............
به خدا همش واسه حسودیه .... حسودی .... یه کلمه ی ۵ حرفی که آتیشتون میزنه... چش ندارین ببینید یه پسر ۱۹ ساله انقدر موفقه .... مشکلتون همین بود که سلام بهار رو هم تو اوج قطع کردین.....
برنامه های ماه رمضون مال احسان علیخانی بود .. ولی تا کی؟؟؟؟؟ تا ابد که نمیشه بمونه...میشه؟؟؟؟؟
بالاخره یه روز باید می رفت .... یه روزی که یکی بهتر از اون پیدا بشه .... اما اونا لیاقت محسن رو نداشتن...
احسان علیخانی مگه نگفتی تا محسن افشانی تو این استدیو هست من حق ندارم رو اون صندلی بشینم اون صندلی به نام توئه....چی شد پس.....حراقل وایمستادی از فرداشروع می کردی...پای حرفت وایسا.....
آدرس وبلاگ یکی از عوامل ماه محبوب......http://84315.blogfa.com/


[ ]
+ نوشته شده در ساعت14:22 توسط مانـــــــــا
راستی نیوشا جونم به خدا من نمی تونم وارد وبلاگت بشم ... نمی دونم چرا ... اگه می تونی اددم کن ....![]()
مریم گوگولی خودم ...شیدا و پریسان خانوم گل ... گلپر جونم ... ندا ی گلم ...یاسی عزیزم و بقیه دوستای گلم
از نظراتتون واقعا ممنونم ....![]()
مرســـــــــــــــی یه عالمه![]()
![]()
![]()
اینم از کیوان ساکت اف ........![]()
به قول عباس ... خوب بود؟!؟!؟!!؟!؟








![]()
[ ]
+ نوشته شده در ساعت1:10 توسط مانـــــــــا
خیلــــــــــــــــــــی بد شد
یادش بخیر او روزایی که حرص می خوردیم که چرا شروع نمیشه یا تیزرشو پخش نمی کنه
خیی قشنگ بود .... مخصوصا اون جایی که پویا و بهرام همدیگر رو بغل می کنن...
ای روزگااااااااارررررررر ناامرررردد![]()
برنامه سفر بخیر رو هم که دیدین .... عکساشم که مطمئنن همتون دارین. .. حالا منم از سیاوش و محسن هر کدوم یه عکس میزارم که گذاشته باشم ...![]()
واقعا جالب و خنده دار بود .....مخصوصا اون جایی که محسن راجع به دست فرمونش نمره میداد....
راستی میخ واستم یه چیزی بگم ............ نیوشا و نیلان جووونم ....ببخشید من چند روزه که هر چی سعی می کنم بیام تو وبتون و نظر بدم صفحه هنگ می کنه .... واقعا معذرت ولی از بچه ها شنیدم که دارین میرین... آره؟!؟!؟
کجا؟؟ به همین زودی؟؟؟ دلم براتون خیلی تنگ میــــــــــــــــــــــــــــشه![]()
اینم ۲ تا عکس![]()


راستــــــــــــی یه عکس خووووشمل مریم گوگولی خودم واسم درست کرده
خیلــــــــــــــــی خوشگله .... همه ی عکسای وبلاگ من رو کنار هم گدذشته ............ الهـــــــــــی قربونت برم مریم جونم![]()
![]()
![]()
![]()
مرســـــــــــــی![]()
![]()
![]()
ببینید چه گوگولـــــــــــــــــــــه![]()
من دوباااااااااره اومدم ..... خیلی نبودم ببخشید![]()
خب...برنامه ماه محبوب رو که میبینــــــــــــید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
محسن زود جای خودشو پیدا کرد .. ولی من در عجبم این که گفته بود دیگه نمی خواد مجری شه که!!!!![]()
یهو چی شد؟!؟!؟!!![]()
عکساش بمونه واسه بعد
ماه محبـــــــــــوب هر شب در ماه رمضان ساعت ۷ یعنی ۱۹ ![]()
حالا رسیدیم به کیوان جون و عصر بخیر بچه ها![]()
با اجرای کیــــــــــــــــوان ساکت اف ![]()
خیلی باحاله
اونم کلــــــــــــی عکس ازشون دارم که بعدا میزارم![]()
قربــــــــــون همتون ......... بازگشت دوباره آینــــــاز جونم رو هم به جامعه وبلاگ نویسان تبریک می گویم![]()
![]()
![]()
[ ]
+ نوشته شده در ساعت2:44 توسط مانـــــــــا
میدونم هممون از سلام بهار کلـــــــــــــــــی خاطره داریم.... اگه دوست دارین بهترین خاطرتون رو برام بنویسید البته نظراتونو به صورت خصوصی بزارین ... میخوام چند تا از قشنگترینشو بزارم تو وبم .... خیلی خوش حال میشم اگه خاطره های قشنگتون رو بخونـــــــــــــــــــم...![]()
![]()
![]()
منتظـــــــــــــــــــر نوشته های قشنگتون هستـــــــــــــم![]()
راستـــــــــــــی تا یادم نرفته .....هر کدومتون هم اگه جمله ای یا حرفی دارین برا کیوان عسیس ... برام جداگونه بنویسیـــــــــد البته بازم خصوصی .... لازمشون دارم![]()
![]()

بــــــــــــــــــــــــــوس بــــــــــــــــــــــــوس
بـــــــــــــــــــــــــوس![]()
![]()
![]()
خـــــــــــــــــــب........... خبر جدیــــــــــــــــــد....![]()
مجله اتفاق نو رو امروز دیدم.......... به سیاوش خیرابی تبریک میگم....![]()
به محسن عسیس هم همینطور ... ![]()
۱.سیاوش خیرابی
۲.محسن افشانی
۳.هما روستا
۴.دانیال حکیمی
۵.فاطمه گودرزی
[ ]
+ نوشته شده در ساعت1:18 توسط مانـــــــــا
ولی من یه عذر خواهی به همتون بدهکارم ... بابت نوشته کنار موس ... کار من نبود ... وقتی قالب وبلاگ رو عوض کردم ... به جای محسن و کیوان نوشتم مانا ... ولی بعد دوباره خواستم تغییرش بدم ... ولی خیلی عجله داشتم برا همین به مامانم گفتم که این کارو انجام بده ... ولی خب چون کیوان k1 نوشته میشه و یه کمی کوچولوئه ... ندید ... آخه واسه مامانم نوشته بودم که چی و چه جوری بنویسه ...![]()
به هر حال از همتون مخصوصا کیـــــــــــــوان گلم معذرت می خوام![]()
![]()
![]()
اینم سری دوم عکسهای کیوان ساکت اف عزیز ... ![]()
![]()






















اییییییییینم .... تقدیییییییییییم به داداش کیـــــــــــــــوان عزیز![]()

[ ]
+ نوشته شده در ساعت18:13 توسط مانـــــــــا
حرف آخرم اینه که طرفدارای محسن افشانی به نصف رسیده و طرفدارای کیوان به یک سوم .... فقط می خواستم بگم ... الان تنها کسانی که به حمایت ما احتیاج دارن محسن و کیوانند نه سیاوش و امثال اون ... من آقای خیرابی رو خیلی دوست دارم و از بازیشون هم خیلی خوشم میاد ولی......................
اونایی که هوادارنما بودن کشیدن کنار دستشون هم درد نکنه .... ولی اونایی که هنوز هم هستن ... بهشون تبریک میگم...... دوستــــــــــــــــــــــون دارم![]()
![]()
[ محسن افشانی کیوان ساکت اف ]
+ نوشته شده در ساعت1:22 توسط مانـــــــــا

[ محسن افشانی ]
+ نوشته شده در ساعت22:44 توسط مانـــــــــا
خب خب خب
من می خوام برم.فعلا
[ ]
+ نوشته شده در ساعت18:36 توسط مانـــــــــا
چه اخبـــــــــــــــــار؟؟؟؟؟ خوبیـــــــــــــــــن؟؟؟؟![]()
![]()
![]()
مصاحبه سیـــــــــــاوش رو بقیه وبلاگ ها گذاشتن من دیگه این جا نمی زارم .... باشه؟!؟!؟!![]()
خب اینم یه سری عکس از بوم سفید............![]()












دانلود موزیک ویدیو معرفی برنامه
قربـــــــــــــــــــــون همتــــــــــــــون
مــــانـــــا![]()
[ بوم سفید ]
+ نوشته شده در ساعت15:1 توسط مانـــــــــا
سلام گوگولا .... اینم از مصاحبه محسن تو همشهری جوان که خودم با این دستای خودم تایپیدمش!!!!!! ![]()
![]()
![]()
بهرام و پویا در سریال ترانه مادری این شب ها خیلی ها را پای تلویزیون نشانده اند. سیاوش خیرابی و محسن افشانی دو ستاره شبهای تابستان 87 از این کار می گویند.
برادران غریـــــــــب

خانه باغی در سعادت آباد تهران پاتوق بچه های سریال ترانه مادری است سریالی که با این که هر شب پخش میشود اما ضبط و ساخت آن با سرعت ادامه دارد این خانه باغ چند سال قبل محل ساخت سریال شبهای برره هم بوده است در شلوغی و فاصله محدود تغییر لوکیشن ها و بین سکانس ها سراغ دو بازیگر جوان و تازه کار سریال رفتیم که از قضا بازی های خوبی هم کرده اند. حال و هوای این دو نفر تقریبا با آن چه در این سریال میبینیم متفاوت است: محسن افشانی 19 ساله است پرهیجان و با اعتماد به نفس بالا درست برعکس پویای سریال و خیرابی 24 ساله کم حرف و تا حدی خجالتی برعکس بهرام. اول سراغ محسن رفتیم دیپلم ریاضی فیزیک دارد اما چون به قبولی در دانشگاه ایمان دارد خودش را دانشجوی مهندسی مکانیک معرفی می کند.

برای مجری پرطرفدار برنامه کودک و نوجوان چه اتفاقی افتاده که از سریال سر درآورده؟
این اتفاق خاصی نیست من بازیگر بودم یک بازیگر تئاتر.
بیشتر توضیح می دهید؟
(با لحن شیطنت آمیز و کمی اغراق) دارم توضیح میدم خانم. خواهش می کنم اجازه بدید...( با خنده) 4 سال پیش من تئاتر را در فرهنگسرای سالمند شروع کردم بر حسب کارهای مداوم نمایشی و دیده شدنشان از من دعوت شد تا در آیتمی در برنامه آستانه بازی کنم بعد از یک ماه بازی در این آیتم آقای مختارزاده گفتند اگر دوست داری مجری باشی ما کمکت می کنیم من هم قبول کردم با این که اصلا نمی دانستم حیطه اجرا با بازیگری تا چه حد متفاوت است از قسمت ها و آیتم های کوچک شروع شد تا این که مجری اول برنامه شدم اما در آن زمان دیگر آقای مختارزاده کارگردان نبودند و جایشان خالی بود قبل از عید برنامه ما دو تا را اجرا کردمو بعد از آن برنامه زنده ( نود روز بهار) را. البته هنگام اجرای زنده آن برنامه در قسمت سوم سریال کارآگاهان هم بازی کردم.
برای ترانه مادری چگونه انتخاب شدید؟
آقای حمزه ای دستیار کارگردان با من تماس گرفتند و مثل همه کارها رفتم و تست دادم فکر می کردم به علت تعدد و فراوانی گزینه های انتخابی قبول نشوم اما شدم. آقایان سهیلی زاده ایرج محمدی و محمد حاتمی به من لطف کردند و این ریسک را کردند که من این نقش را بازی کنم بالاخره هر چه باشد من یک بازیگرم.
کلاس بازیگری هم رفته بودید؟
فقط افتخار این را داشتم که 2 جلسه سر کلاس های آقای پسیانی حاضر شوم اما ایشان من را بیرون انداحتند. خیلی لطف کردید آقای پسیانی!!! ( با خنده)
چرا؟
فقط بدانید که شیطنت داشتم اما به این خاطر نبود بیشتر به این دلیل بود که ظرفیت کلاس ها پر شده بود و من آخرین نفر ثبت نامی ها بودم به همین خاطر اولین نفری که باید می رفت بیرون من بودم.
با این همه پشتکار چرا هنر نخواندید؟
نمایش و بازیگری را دوست دارم اما برای من یک سرگرمی است و به اندازه مهندسی آن را دوست ندارم .
اگر قرار باشد یکی را کنار بگذاری کدام را کنار می گذاری؟
من تا 5 سال دیگر بازیگری را ادامه می دهم و بعد منحصرا درسم را ادامه می دهم.
چرا؟
نمی دونم اما احساسم می گوید 5 سال دیگر به آنجایی که فکر می کنم رسیده ام و می توانم آن را کنار بگذارم.
یعنی فکر می کنید ستاره می شوید و بعد کار بازیگری را کنار می گذارید؟
بله. حتما همین طور که اجرا کنار گذاشتم.
یعنی حاضر نیستید که دوباره مجری شوید؟
فعلا قصدش را ندارم.
به چه دلیل؟
چون برنامه مان برنامه اول بود و من آن را در اوج کنر گذاشتم.
خب در اوج که باید انرژی بیشتری می گرفتید؟
درست است اما گاهی اوقات آدم به تکرار می افتد اجرا محدودیت هایی دارد یعنی مخاطب همیشه محسن افشانی را شاد و خوش حال در مقابل دوربین میبیند اما بازیگری را به خاطر تعدد شخصیت هایی که می توانم بازی کنم دوست دارم.
پس بهتر است بپرسم در این 5 سال باقیمانده دوست دارید راه بازیگری را چطور ادامه دهید؟
دوست دارم نقش های متفاوت را تجربه کنم و امیدوارم الان که از طرف خانم درخشنده پیشنهاد بازی به من شد این اتفاق برایم رخ دهد.
محسن افشانی که ما میبینیم با پویا نظری خیلی تفاوت دارد برای رسیدن به این نقش چه کار کردید؟
کار خاصی نکردم آخر محسن افشانی انعطاف پذیر است و بازیگر یعنی همین خیلی خوش حالم که پویا چیزی است کاملا بر خلاف من البته بیشتر از همه کمک آقای حاتمی در این امر دخیل بود تا آنجا که همه من را آقا پویا صدا می زنند یا این که می گویند شربت ات را خوردی؟ یا مامانت اجازه داده از خونه بیای بیرون؟
از این که با بازیگران بزرگ کار می کنی چه احساسی داری؟
اول از همه باعث افتخار و شانس من است و بعد بزرگترین اعتبار من در تلویزیون و سینما حضور در کنار هنرمندان و پیشکسوتانی مثل خانم ها هما روستا گودرزی لاکانی و آقایان حکیمی دژاکام عمرانی و بیشتر از همه آقای حاتمی است.
یعنی به عنوان یک بازیگر تازه کار کم نمی آورید؟
هیچ وقت چون تئاتری ها کم نمی آورند هیچ اضطرابی نداشتم.
پس از این که بازی ات را در کنار این بازیگران بزرگ محک بزنند نگران نبودی؟
تنها نگرانی ام این بود که برای این پروژه انتخاب نشوم.
این حس از چه چیزی نشات گرفت؟
از استعداد من.
تاثیر حضور این بازیگران در بازی ات چقدر بود؟
یه عالمه مثبت من سعی کردم کم نگذارم بیشتر برای آنها سخت بود که با بازیگر جوانی مثل من کار کنند.
کار را میبینید فکر میکنید چقدر برای نقش پویا کم گذاشته اید؟
همه دوستان و آشنایان از من تعریف می کنند اما من دوست دارم بیشتر مورد نقد واقع شوم به خاطر همین هم هر وقت بازی خودم را میبینم به دلم نمی چسبد البته این سوال دو حالت دارد یکی این که چون من در لحظه می دانم که در داستان چه اتفاقی افتاده است و دیگری برمیگردد به این که فکر می کنم می توانم بهتر از این باشم.
این به همان اعتماد به تفس برمیگردد یا کمبود زمان و نبود فرصت کافی برای تمرین نقش؟
با این کار اولین کار جدی من است ولی به این سیستم عادت کردم و سرعت ضبط تاثیر خاصی روی بازی من نداشته است.
رابطه تان با سیاوش خیرابی چطور است؟
از همان ابتداکه همدیگر را دیدیم با هم خیلی زود رفیق شدیم از نقش ها هم خبر نداشتیم بعد که آقای سهیلی زاده آقای حاتمی و گاهی اوقات آقای بهبهانی راجع به نقشها به ما توضیحاتی میدادند کار ما راحت تر میشد چون با هم هماهنگ بودیم.
این رابطه دوستامنه چقدر در بازیتان تاثیر داشت؟
ابتدا اینکه بخواهیم رابطه دوستانه مان را کمرنگ کنیم و به چشم پسر دایی و پسر عمه به هم نگاه کنیم سخت بود اما در اواسط کار که متوجه شدیم برادریم و از دو دوست به هم نزدیکتریم در کارمام راحت تر شدیم.
مگر از ابتدا فیلمنامه را نخوانده بودید؟
اوایل ما فقط یک سیناپس داشتیم و به طور کامل از قصه با خبر نبودیم.
بازی سیاوش خیرابی چطور میبینید؟
من بازی سیاوش را خیلی دوست دارم اما در جاهایی هم به بازی اش انتقاد می کنم سیائش سابقه و تجربه اش را دارد تنها گاهی سر گرفتن پلان ها تمرین ها به هم کمک می کنیم.
ترانه مادری چه جور تجربه ای برای شما بود؟
با ترانه مادری پشت من یه عالمه اعتبار نشسته است.
کپی برداری با ذکر منبع مجاز است!!! چون کلی زحمت کشیدم همشو خودم تایپ کردم!!!![]()
![]()
![]()
![]()
اینم عکس جلد مجله خانواده سبز که همتون دیدین!!!!!

[ محسن افشانی ]
+ نوشته شده در ساعت22:40 توسط مانـــــــــا
پس از محبوبیت دو مجری تلویزیونی کیوان ساکت اف و محسن افشانی مجاب شدیم تا با این دو عزیز مصاحبه ای داشته باشیم ، مصاحبه ای که در زیر می خوانید مصاحبه با کیوان ساکت اف است
بیوگرافی:
کیوان ساکت اف متولد 25 شهریور 1367 تهران فرزند سوم خانواده هستم دو تا برادر دارم که یکی از آنها به تازگی دکترای فلسفه و دیگری نیز تا مقطع قوق لیسانس تهیه کننده گی سینما خوانده و در قسمت ادب و هنر و تله تائتر فعالیت می کند مادرم خانه دار است و پدرم دبیر.
از کودکی برای وارد شدن به این کار برنامه ریزی کرده بودید ؟
بله ، من از بچه گی به این کار فکر می کردم به همین دلیل وارد اموزشگاه سینمایی هفت هنر در کرج شدم و بازیگری خواندم و چون برادر من مدیر آنجابود شش سال پیش وارد اموزشگاه شدم و زیر نظر استاد قنبری شروع بع کار کردم
چرا ساکت اف ؟آیا اصلیت شما روس است ؟
خیر ، موقعی که می خواستند شناسنامه بدهند پدر ، پدربزرگ من به مامور ثبت احوال می گوید : می خواهم فامیلم ساکت زاده باشد آن مامور می گوید این نام خانوادگی انتخاب شده خلاصه پس از این که پدر بزرگ من پیشنهاد ساکت نژاد ، ساکت پور و غیره را می دهد و می بیند که همه ی این ها انتخاب شده ساکت اف را انتخاب می کند زیرا اف یک پسوند روسی است و به معنای زاده به همین دلیل نام خوانوادگی ما شد ساکت اف .
چگونه وارد تلویزیون شدی؟
ما یک تائتر کار می کردیم که آن را در دانشگاه سوره اجرا کردیم پس از اینکه کار ما خوب شد فرستاده شدیم به جشنواره شاهرود ،آنجا آقای رضا فیاضی کار من را دید ، خوشش آمد و مرا برای کار خودش انتخاب کرد و پس از آنبه جشنواره تائتر کودک اصفهان رفتیم که در آنجا تهیه کننده مرا دید و انتخاب کرد اینگونه شد که وارد تلویزیون شدیم.
آشنایی با محسن افشانی :
من در شبکه یک برنامه ای اجرا می کردم که همزمان با ان محسن افشانی برنامه استانه را اجرا می کرد که مدیر گروه تصمیم گرفت که ما دو نفر را کنار هم بگزارد و دید که وای عجب اتفاق بدی افتاد (می خندد) .
بین کار بازیگری و کار اجرا کدام یک را دوست داری؟بازیگری ، من اصلا کار اجرا را دوست ندارم
پس چرا وارد کار اجرا شدی ؟
شاید یک اشتباه و شاید این که به چشم یک سکوی پرتاپ به آن نگاه می کردم که از آن طریق وارد کار بازیگری شوم .
مشوق اصلی و راهنمای شما چه کس یا کسانی بودند ؟
پدر و مادر که خیلی کلیشه ای شده ولی برادر من و خانم برادر من نقش بسیار مهمی در رسیدن من به این جایگاه داشتند
چگونه وارد کار بوم سفید شدی؟محسن افشانی برای شبکه ی جام جم برنامه اجرا می کرد ، آقای کامیار اسماعیلی تهیه کننده برنامه بوم سفید محسن افشانی را می شناخت و به او گفت می خواهم یک برنامه بوم سفید نامی بسازم
و به چند تا مجری جوون نیاز داریم . همان اوابل اشنایی من با محسن بود که محسن به اقای اسماعیلی گفت دوست خودم کیوان هست و با هم ، هم راحت هستیم ، اینجوری وارد بوم سفید شدیم.
طرح ایده های اصلی بوم سفید با چه کسی بود؟ ایا شما نقشی در این ایده ها داشتید؟
ایده های اصلی با تهیه کننده بود و ما فقط اجرا می کردیم ولی یک چیزهایی به مرور خودش جا می افتاد مثلا اینکه کیوان قسمت دانستنی ها را بخواند و..نقش ارسیا در این برنامه هم فقط و فقط کنترل من و محسن و جلوگیری از شیطنت های ما است.
با توجه به این که برادر شما در تلویزیون فعالیت می کند و سایز اواملی که خودتان گفتید ، ایا شما با پارتی بازی و رابطه وارد این کار شدید ؟
متاسفانه مردم ما در مورد پارتی بازی و روابط عمومی قوی اشتباه می کنند در ضمن هیچ کس حاظر نیست خودش را خراب کند و مثلا پسرخاله خودش را به جای یک آدمی که شایسته آن پست است وارد کار کند و کار را خراب کند زیرا اول از همه آبروی خودش را برده. در مورد برادر هم که گفتم او در شبکه 4 فعالیت می کند و در ورود من به تلویزیون هم دید که هیچ نقشی نداشت.
هنگام اجرای اولتان چه حسی داشتید ؟
به شدت استرس داشتم و حس می کردم که خدا دارد من را هدایت و ارزو می کردم هر چه زودتر برنامه تموم بشه .
از چه موقع این کار برای شما عادی شد ؟
از روز بعدش
تا حالا شده وسط یک اجرای زنده یک سوتی یا گافی بدهی و خودت متوجه بشوی و بخواهی آن را جمع و جور کنی ؟
خیلی زیاد تا دلتان بخواهد
تپق و امثالهم که خیلی عادیه ولی من مثلا در برنامه ای به حای کیلو گرم کیلومتر (مثلا گفتم وزن فلانی اینقدر کلیومتر است ویا ارتفاع فلان چیز اینقدر کیلو گرم است)
نقش صدای بوم را چه کسی بر عهده داشت؟
آقای امین نبی اللهی گوینده وسر دبیر برنامه پارازیت در رادیو
موقعی که خودتون را در برنامه می بینید از جرای خودتون بیشتر خوشتون میاد یا اجرای محسن افشانی؟
من برنامه خودم را تا به حال ندیدم غیر از یکی دو بار که ضبط شده دیدم. اجرای من و محسن فرق می کند و این وسط سلیقه ی مردم خیلی مهم است بعضی ها از من خوششون میاد و بعضی ها از محسن به خاطر اینکه محسن یک پسر شر و شیطونه که چشمان آبی دارد و من یک پسر سر سنگین که هیج جور نمی تونم با محسن کنار بیام
شما کار اجرا را اجرا می کنید یا اجرا را بازی می کنید؟
ببینید من جلو و پشت دوربین یک جورم حالا نمی دونم جواب سوال شما کدام می شود ولی من سعی می کنم تا جایی که بشه دیالوگها را برای خودم کنم ولی محسن اجرا را بازی می کند این اصلا به معنای دورویی نیست ولی محسن دوست دارد که جلوی دوربین بازی کند .
نظر شما در مورد بازی محسن افشانی در سریال ترانه مادری چیست ؟
هیچ وقت فکر نمی کردم بتواند اینقدر خوب بازی کند. به غیر از یک جاهایی که نیاز به تجربه بیشتری دارد سایر جاها بسیار خوب است.
به نظر شما بازیش به خوبی اجرا زنده اش بود ؟
من فکر می کنم در هر دوی آنها توانایی دارد ولی من خیلی دوستانه به او پیشنهاد می کنم که دیگر اجرا نکند به خاطر اینکه اجراآدم را فاسد می کند و برای آدم تاریح انقضا تعیین می کند
برای آینده تان چه برنامه ای دارید ؟ از صحبت هاتون بر می آید که دیگر نمی خواهید اجرا کنید ؟
بله ، واقعا سعیم بر این است که دیگر اجرا نکنم ولی متاسفانه اجرا یک شیرینی دارد که وقتی رفت زیر زبانتان دیگر نمی توانید ترکش کنید
اگر فیلمی بازی کنید و مردم نپسندند آیا شما به کار اجرا بازی می گردید ؟
خیر زیرا من کاری می کنم که خودم راضی باشم نه مردم خوششان بیاید ولی نظر مردم نیز به عنوان مخاطب خیلی مهم است
اولویت شما بین کارها در کارهایتان چیست؟
اولویت من به ترتیب تئاتر ، سینما ، رادیو و تلویزیون است. ممکن است بین تئاتر و سینما یک کار سینمایی رو انتخاب کنم ولی آن انرژی که در تئاتر است را با هیچ چیزی عوض نمی کنم.
نظر شما در مورد افراد زیر :
فرزاد حسنی : مجری بسیار خوبی است و مردم بسیار دوستش دارند
امین نبی اللهی : پسر گلی است و خیلی دوست داشتنی
حامد بهداد : بازیگر مورد علاقه ی من
محسن افشانی : پسر خوب ، گل و خیلی تقس و باید حواسش به خودش باشه

[ کیوان ساکت اف ]
+ نوشته شده در ساعت2:52 توسط مانـــــــــا
راستی ID م عوض شده هاااااااا .... Killer_Ms ![]()
![]()
قربونتوووووووون
دلم واستووووووووووون یه ذره شده بوووووووود![]()
![]()





خب بچه ها جونی ذکر منبع یادتون نره هاااا![]()
![]()
قربووووووووونتوووووووووووووووووووون![]()
![]()
![]()
[ محسن افشانی ]
+ نوشته شده در ساعت15:23 توسط مانـــــــــا



